اصولا دركشور ما قانون يه چيزي ميگه٬ شرع يه چيز ديگه و به همين ترتيب عرف و ... و مهمتر از همه ( به نظر من ) دل و عقل هم چيز ديگري ! البته خوب گاهي هم در برخي مسائل مشاهده شده كه قانون و عرف و شرع و دل همه دريك جهت حركت ميكنندكه من به اون كاري ندارم ! ولي شده تاحالا فكر كني اگه قانون و شرع و عرف و عقل و دلت همه درجهت هاي مختلف حركت كنند تو بايد در چه جهتي حركت كني ؟!
به نظر من خداوند دردرون ما چيزي قرار داده كه به همه اين سوالات جواب ميده ... دل يا همون حس عذاب وجدان ! كه البته عقل هم به دل كمك كرده و دلايلش رو بيان ميكنه ! اينه كه تعيين ميكنه خوب و بد ٬ اشتباه و درست ، حق و ناحق ، عدالت و ... كدومه ! ديدي مثلا با انجام كار خوب احساس شادي و خرسندي ميكني و با انجام اعمال و رفتار بد و نابجا عذاب وجدان وجودتو فرا ميگيره ! بدون اينكه حتي بدوني شرع و عرف و قانون در اين مورد چي ميگن.
تاچند وقت پيش به خاطر موضوعي كه قانون مجازش ميدونست ولي دل نه ! عذاب وجدان داشتم براي غلبه بر اون خيلي تصميم ها گرفتم ... تصميم گرفته بودم سراغ اون قانون نرم ! كلا بهش كاري نداشته باشم هرچند بهش نياز داشتم ولي دلم ميگفت حقم نيست و نبايد ازاون قانون استفاده كنم ! چند روز پيش به طور خيلي اتفاقي بازم همون قانون اومد سراغم ... جلوي راهم سبز شد !
ميگم خدايا چيكار كنم ؟! خودت شاهدي تصميمم اين بود كه نرم سراغش و نرفتم ولي خودت گذاشتيش جلو پام ! آزمايشه يا مصلحت و قسمت ؟!
ياد يه ماجرايي افتادم ... چند وقت پيش بازم تصميمي گرفتم كه همين خدايي كه بالاسرمونه زدش به هم ... انداختش جلو پام ... اينقدر انداختش جلو پام كه وابسته شدم ... بعدش وقتي وابسته ميشم نميدتش كه ! اون موقع هم همش فكر ميكردم این اتفاق ها آزمايشه يا مصلحت و قسمت ؟! هنوزم نميدونم چي بود ... بگذريم ... ما كه كلا تو كارهاي خدا مونديم !
پ.ن.من رو همانطوري كه هستم بپذيريد ٬ بي روتوش !!
پ.ن. به قول اخوان باغ بي برگي كه ميگويد كه زيبا نيست ؟! خيلي هم زيباست ! اما از يه لحاظ هاي ديگه ...
يا حق.
ادامه مطلب